خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

13

نهج البلاغة ( فارسي )

منازيد ، و از راه بزرگى فروختن به يك سو رويد ! كه هر كه با ياورى برخاست روى رستگارى بيند ، و گر نه گردن نهد و آسوده نشيند كه - خلافت بدينسان همچون - آبى بدمزه و نادلپذير است ، و لقمه‌اى گلوگير ، و آن كه ميوه را نارسيده چيند همچون كشاورزى است كه زمين ديگرى را براى كشت گزيند . اگر بگويم ، گويند خلافت را آزمندانه خواهان است ، و اگر خاموش باشم ، گويند از مرگ هراسان است ، هرگز ! من و از مرگ ترسيدن ؟ پس از آن همه ستيزه و جنگيدن . به خدا سوگند ، پسر ابو طالب از مرگ بىپژمان است . بيش از آنچه كودك پستان مادر را خواهان است . امّا چيزى مىدانم كه بر شما پوشيده است ، و گوشتان هرگز ننيوشيده است . اگر بگويم و بشنويد به لرزه در مىآييد و ديگر بجاى نمىآييد ، لرزيدن ريسمان در چاهى ته آن ناپديد . ( 6 ) و از سخنان آن حضرت است چون به دو اشارت كردند پى طلحه و زبير نرود و آمادهء جنگ با آنان نشود به خدا چون كفتار نباشم كه با آهنگ به خوابش كنند و فريبش دهند و شكارش كنند . من تا زنده‌ام به يارى جويندهء حقّ ، رويگردان از آن را مىزنم ، و با فرمانبر يكدل ، نافرمان بد دل را ، كه به خدا سوگند ، پس از رحلت رسول ( ص ) تا امروز پيوسته حقّ مرا از من باز داشته‌اند ، و ديگرى را بر من مقدّم داشته‌اند . ( 7 ) و از خطبه‌هاى آن حضرت است شيطان را پشتوانهء خود گرفتند ، و او از آنان دامها بافت ، در سينه‌هاشان جاى گرفت و در كنارشان پرورش يافت . پس آنچه مىديدند شيطان بديشان مىنمود ، و آنچه مىگفتند سخن او بود . به راه خطاشان برد و زشت را در ديدهء